شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۶۰ - در غزل است

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف بند کرده ز ابرو گره گشایبا دوستان بخند و سخن گوی و خوش درآی
۲
میدان مهر جوی و درو اسب وصل تازچوگان عشق گیر و درو گوی دل ربای
۳
انده فزای شد دل شادی پرست مناز من مکن کنار میان تو و خدای
۴
تا کی کنی فراخ روز با کلاه کبرترسم به سر نیاید و تنگ آیدت قبای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth