شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۶۳ - در غزل است

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیوسته می سگالم؛ تاخود کجائی ای جانچشمم به راه باشد؛ تا کی در آئی ای جان
۲
آخر درآی روزی ؛ رازی بگوی با منبا ما بباش یک دم ؛ گر یار مائی ای جان
۳
با هر کسی بگوئی ؛کان توم نباشیمعلوم کن رهی را؛کاخر کرائی ای جان
۴
جز خط و عارض تو ؛ نشنیدم و ندیدمتاریکئی که خیزد؛ از روشنائی ای جان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth