خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۷۱ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نکنی ای بت ستمکارهچاره عاشقان بی چاره
۲
از پی آن که سغبه تو شدیمچه کنیمان ز عالم آواره
۳
شیرخواره که روی خوب تو دیدبر تو عشق آورد ز گهواره
۴
چه شود گر ز آه و ناله منتر کنی زاب دیده رخساره
صفحهٔ ۱ از ۲