خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۹۳ - در غزل است
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خوردبی دلی باید که تا با دلبری دلکش خورد
۲
جام زرین بر نشاط درج یاقوتین دهدتیر مشکین از کمان خوب عنبر فش خورد
۳
باده چون آب و آتش دلبری چون ماه و مهرخوش مبادا هر که را این باشد و ناخوش خورد
۴
بی دلی باید که با دلبر به هجران و وصالنعره ها بی هش زند اندوهها بی غش خورد
صفحهٔ ۱ از ۳