خلوتی با قوامی رازی
شمارهٔ ۱۰۴ - در توحید و زهد و موعظت گوید
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشدبه زهد و موعظت گفتن خدا بر من گواباشد
۲
همی بر خویشتن گیرم گوا آن پادشاهی راکه در ملکش نوای مرغ تسبیح و دعا باشد
۳
خداوندی جهانداری ز روی آسمان او رامه نو ناچخ سرهنگ درگاه قضا باشد
۴
ز بیمش چرخ سرگردان و عرش از هیبتش لرزانکه یارد گفتن «الرحمن علی العرش استوی »باشد
صفحهٔ ۱ از ۱۶