شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۱۰۸ - در موعظت و نصیحت و ترغیب به اختیار آخرت بردنیا گوید

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرها کوتاه گشتست ای عزیزان زینهارحسبة لله که پیش از مرگ دریابید کار
۲
روزگار از دست ضایع گشت بردارید پایکاروان شهر بیرون رفت بربندید بار
۳
تاکی از غفلت به دست قهر ذوالقرنین دهرخویشتن را در سد دنیا پیختن یأجوج وار
۴
شغل دنیا نیست آخر همچو کار آخرتکی بود ناز شب خلوت چو سهم روز بار
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth