خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۴ - به شاهد لغت آروغ، بمعنی بادی که از سینه و حلق برآید
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون در حکایت آید بانگ شتر کندو آروغها زند چو خورد ترب و گندنا
صفحهٔ ۱ از ۱