خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۱۰ - به شاهد لغت رت، بمعنی تهی و برهنه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرمان کن و آهک کن و زرنیخ براندایبر روی و برون آر همه رویت رارت
صفحهٔ ۱ از ۱