خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۴۴ - به شاهد لغت غر، به معنی دبه خایه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون شدند سحرگه ز خانه مهمانانشزهارها شده پر گوه و خایهها شده غر
صفحهٔ ۱ از ۱