خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۶۸ - به شاهد لغت سکج، به معنی مویز
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو انگور آبدار بدینون شدی چون سکج ز پیری خشک
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی