خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۷۸ - به شاهد لغت داشن، بمعنی عطا، داشاد
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چکنم که سفیه را به نکوینتوان نرم کردن از داشن
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی