خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۹۳ - به شاهد لغت کالیدن، بمعنی گریختن
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز کالیدن یک تن از رزمگاهشکست اندر آید به پشت سپاه
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی