خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۱۰۱ - به شاهد لغت نخکله، بمعنی گوزی ( گردویی) سخت
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بزفتی علم بگرد جهانبر نگردم بتو مگر بمری
۲
گرچه سختی چو نخلکه مغزتجمله بیرون کنم بچاره گری
صفحهٔ ۱ از ۱