خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۱۰۶ - به شاهد لغت بافکار، به معنی جولاه
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بافکاری بود در شهر هریداشت زیبا روی و رعنا دختری
صفحهٔ ۱ از ۱
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی