خلوتی با لبیبی
شمارهٔ ۱۱۰ - به شاهد لغت ناغوش، بمعنی سر بآب فروبردن و غوطه خوردن
ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرد گرداب مگرد ای که ندانی تو شناکه شوی غرقه چو ناگاهی ناغوش خوری
صفحهٔ ۱ از ۱