شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب رااضطرابم جان درآرد کشته سیماب را
۲
می شود خصم قوی از چرب و نرمی زیر دستمی کند پامال خود یک قطره روغن آب را
۳
بر ضعیفان بیشتر می آید از دوران شکستموج پندارد گلوی آسیا گرداب را
۴
تیغ استاد مکمل باشد از نقصان تهینیست بر شمشیر ابرو دست پیچ و تاب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth