خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع با آتش مدارا تا قیامت می کندصحبت دیر آشنایان استقامت می کند
۲
سفره خود هر که اینجا پهن می سازد چو صبحبر سر خود سایه بانی تا قیامت می کند
۳
خون صیادان بلبل هست چون شبنم حلالباغبان از دفتر گل این روایت می کند
۴
گل بگو بیهوده می ریزد زر خود را به خاکآشنایان عندلیبان را ملامت می کند
صفحهٔ ۱ از ۳