خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به زلف خویش خوبان همنشینم کردهاندتیرهبختان شهریار ملک چینم کردهاند
۲
ماتم فرهاد و مجنون برد بیرونم ز شهرداغهای لالهها صحرانشینم کردهاند
۳
نوخطان دامان زلف خود به دستم دادهاندحین ناکامی برون از آستینم کردهاند
۴
در گلستان گرچه همچون غنچه جایم دادهاندپای در زنجیر از چین جبینم کردهاند
صفحهٔ ۱ از ۲