شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگار جامه فروشم کلاه پوش آمدگشاده چاک گریبان قبا به دوش آمد
۲
پیاله پر ز می ارغوان چو لاله رسیدز داغ سینه من خون دل به جوش آمد
۳
چو شمع سر زده ای ماه من کجا رفتیصدای پای تو امشب مرا به گوش آمد
۴
ز بس که شد ز رخش باغ دلگشا بازارفغان ز خلق برآمد که گلفروش آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth