خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیفسنبل پامال دوران چون علف شد حیف حیف
۲
آنکه زلفش بازوی آزادگان در تاب داشتزیر دست و پنجه هر ناخلف شد حیف حیف
۳
گلشنش از غارت باد خزان تاراج یافتدامن پاکش چو برگ گل ز کف شد حیف حیف
۴
قامت سرو خط سبزش ز آه بی کسانتخته مشق نوای چنگ و دف شد حیف حیف
صفحهٔ ۱ از ۲