خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتیز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی
۲
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت منز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی
۳
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدیبه رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی
۴
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی راگریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲