شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد مدتی که بخت نسازد مدد مراافگنده روزگار به فکر ابد مرا
۲
در سینه نیست کینه ز اهل حد مراغمگین نیم که خلق شمارند بد مرا
۳
نزدیک می کند به خدا دست رد مرا
۴
تا ناله از لب من مخمور شد بلنداز شیشه ها نوای دم صور شد بلند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth