خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۳
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با حریفان می روی در باغ مسکن می کنیداغ رمن می نهی و سیر گلشن می کنی
۲
باده می نوشی و بزم غیر روشن می کنیمن به حال مرگ تو درمان و . . . می کنی
۳
این ستم ها چیست ای بی رحم بر من می کنی
۴
مدتی کردم سر کوی تو را بر خود مکاندر تمنای رخت آتش زدم در مغز جان
صفحهٔ ۱ از ۶