شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۴

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم بتی که دارد از لب شراب بی غشرویی چو شمع روشن قدی چو شعله سرکش
۲
بهر شکار دلها روشن آن بت پریوشآمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
۳
بر زر کشیده خفتان شاهانه بسته ترکش
۴
بر لب نهاده ساغر بر دست خنجر تیزچشم تمام عشوه مژگان فتنه انگیز
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth