خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۷
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا لب لعل تو را شد آشنایی با شرابآتش بی طاقتی سر بر زد از جان کباب
۲
گرچه از من کنی پنهان تو ای در خوشابقصه می خوردن و شبهای گشت ماهتاب
۳
همنشینان تو می گویند پیش از آفتاب
۴
تا شنیدم باده می نوشیدی به غیری ای حبیبرفت چون سیماب از جان من آرام شکیب
صفحهٔ ۱ از ۴