شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۶

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هستم از جان بنده رخساره آن پادشاهرفت از مکتب مه من گشت احوالم تباه
۲
زد معلم سیلی بر عارض مانند ماهعارضش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
۳
ای معلم شرم از آن رو نامدت رویت سیاه
۴
گشته ام با خاک ره یکسان برای یک نظرگر بود صد جان مرا سازم فدای آن پسر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth