خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۰
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه من علم به عالم شده ای به دلرباییهمه دم چو سرمه دارم ز تو چشم آشنایی
۲
به فسون غیر گردی ز من ای پسر جداییپس ازین بهر سر ره من و عرض بینوایی
۳
بکنم دعای جانت به بهانه گدایی
۴
تو که همچو شمع داری رخ انجمن فروزیز غم تو عمرها شد به دلم فتاده سوزی
صفحهٔ ۱ از ۴