خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۵۰
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتمگریبان چاک هر جانب چو بوی پیرهن رفتم
۲
به چشم گوهرافشان همچو شبنم از وطن رفتمبه بویت صبحدم گریان به گلگشت چمن رفتم
۳
نهادم روی بر روی گل و از خویشتن رفتم
۴
مرا رسم وفاداری تو را باشد جفا آئینز من مهر است و دلسوزی نباشد از تو غیر از کین
صفحهٔ ۱ از ۴