شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۶۳

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سویم آن بت بدخو دوش با درنگ آمدبا لب چو گل خندان بهر صلح و جنگ آمد
۲
سرخوش و غزلخوانان با رباب و چنگ آمدشب که مست و در بزمم یار شوخ و شنگ آمد
۳
صبر شد گریبان چاک شیشه ام به سنگ آمد
۴
جلوه را سرافرازی داد قد رعنایشکرد فتنه را بیدار خواب چشم شهلایش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth