شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۵ - بافنده

شهر آشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که با آن دلبر بافنده شد یار سخننیست در عالم دگر او را غم گور و کفن
۲
با اصول شانه هر دم دست و پایی می زندعاشقان واکرده می گردند چون ماکو دهن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth