شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۲۳ - پا یکی

شهر آشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پا یکی امرد چلیم نقره یی بر کف رسیدآتش سودای او دود از دماغ او کشید
۲
سوختم مانند تماکو چو نی بر لب نهادآتشم گل کرد و از خاکسترم سنبل دمید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth