شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۵۱ - ایضا قصیده غدیریه در مدح مولی «علیه‌السلام»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قاصد آمد دوش از وی نامهٔ دلبر گرفتمبهر ایثار رهش از جان خود دل برگرفتم
۲
نامه را بوسیدم و بوئیدم و بر سر نهادمبارها خواندم ز سر تا پا و باز از سر گرفتم
۳
تا سحر چونشمع بودم گاه گریان گاه خندانرفت خواب از دیده ترک بالش و بستر گرفتم
۴
نامه از اشگم چو زلف یار و روز من سیه شدآخر الامر آستین حایل بچشم تر گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth