شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۶۴ - غدیریه در مدح مولای متقیان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای غافل از حال خود ای بیچاره انسانیکه‌ز انسانیتت محروم دارد خوی حیوانی
۲
گمان کردی که حق زین جسم و جان و عقل و هوش و حسغرض بودش همین عصیان و شهوت‌های نفسانی
۳
به علم دین رحمانت چو خر پا در گل است اماسمند عرصه پیمایی گه تلبیس شیطانی
۴
تو زندان عذاب حق فرستی جان خود زان پسکه از زندانِ تن آساید این بیچاره زندانی
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth