شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش حضرت علی «ع»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بحر بسکه برد آب سوی دشت سحابسراب بحر شود عنقریب و بحر سراب
۲
گرفته روی زمین آب بحر تا حدیکه‌گر کسی متردد شود پیاده در آب
۳
چنان بود که ز فرقش کلاه بارانیگهی نماید و گاهی نهان شود چو حباب
۴
غریب نیست که گردد ز شست و شوی غمامبه رنگ بال حواصل سفید پرغراب
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth