خلوتی با وحشی بافقی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک جهان جان خواهم و چندان امان از روزگارکن جهان جان ، بر آن جان جهان سازم نثار
۲
گر دهد دستم ثبات کوه بستانم به وامبسکه پای بندگی خواهم به راهت استوار
۳
خاک چون گرداندم جذب سکون درگهتتندباد رستخیز ازمن نینگیزد غبار
۴
حاش لله گر بشوید صدمهٔ توفان نوحاز جبین من غبار سجده آن رهگذار
صفحهٔ ۱ از ۱۱