خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم و دل خرابی، به تو می سپارم او رابه چه کار خواهد آمد، که نگاه دارم او را
۲
چو به او رسم، سخنها ز زبان غیر گویمکه به این بهانه شاید به سخن درآرم او را
۳
دم آخر است، دشمن! به منش گذار یک دمکه به صد هزار حسرت، به تو می گذارم او را
۴
ز جنون دل به بزمت، ز بس انفعال دارمبه خود این قرار دادم، که دگر نیارم او را
صفحهٔ ۱ از ۲