خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما راکه باز از وعده دارم گرم، بازار تمنّا را
۲
به پیش آشنایان گفتم از لطفش، چه دانستمکه از بیگانگیها شرمساری میدهد ما را
۳
مرا خواند برای قتل و من از شوق پندارمکه دستی میزنم، گر مینهم در کوی او پا را
۴
به او کردم سخن امروز گستاخانه در مستیچه خواهم کرد یا رب سرگرانیهای فردا را
صفحهٔ ۱ از ۲