خلوتی با میلی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
انگشت اگر زنی به لبم چون پیالههااز حسرت لب تو درآیم به نالهها
۲
در ودایی که خون شهیدان عشق ریختخونابه جگر چکد از برگ لالهها
۳
جان میسپرد عاشق و چشم تو میگریستمیداشتند ماتم مجنون، غزالهها
۴
میلی جراحت دل ما تازه میشوددر حلقههای کاکل مشکین کلالهها
صفحهٔ ۱ از ۱