خلوتی با میلی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شرمندهام که روی دلی چون نمود و رفتصد سرزنیش ز ناکسی من شنود و رفت
۲
بهر فریب ساده دلان، مست ناز مناز بزم غیر آمد و خود را نمود و رفت
۳
شد قحط آرزو به دل زود قانعمبا آنکه دیر آمد و یک دم نبود و رفت
۴
تا بار دیگرش نتواند فریب داداو را گذاشت غیر که برخاست زود و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲