خلوتی با میلی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفای او من بیتاب را به جا نگذاشتبرآن شدم که شکایت کنم، وفا نگذشت
۲
مرا تو حال چه دانی، که بیخودی هرگزز ابتدا سخنم را به انتها نگذاشت
۳
زمانه را، شه من، حق به جانب است درینکه دامن تو به دست من گدا نگذاشت
۴
خوشم که مدّعیان را به گاه خواهش کامخجالت تو به اظهار مدّعا نگذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲