شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حریم وصل، مهجورم نمی‌بایست داشتیعنی از نزدیک خود دورم نمی‌بایست داشت
۲
ای مسیح دردمندان، چون نسیم وصل بوداز سموم هجر رنجورم نمی‌بایست داشت
۳
من که بودم چون مه روشندل از خورشید وصلهمچو شمع صبح، بی نورم نمی‌بایست داشت
۴
از می وصل تو چون پیمانه دل پر نشداین قدر زان جرعه مخمورم نمی‌بایست داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth