خلوتی با میلی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دل فتاد ز پا، غمزهاش ز کین برخاستچو زخم خورده که خونریزیش از کمین برخاست
۲
ز ناامیدی همصحبتان او خجلمکه از نشستنم آن سرو نازنین برخاست
۳
به خواب اگر نه شهیدی گرفت دامانشچرا ز خوابگه ناز شرمگین برخاست
۴
رقیب از نگه دور دوست، شادم یافتبه غایتی، که ز پهلوی او غمین برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲