خلوتی با میلی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگرددز بس کز ناامیدیها تسلّی زود میگردد
۲
چنان در جنگ داد بیوفایی داد آن بدخوکه نام آشتی نشنیده شرمآلود میگردد
۳
به راه انتظارش هر دم از بیاعتمادیهاگمانها گرد جان آرزو فرسود میگردد
۴
من دیوانه را بر ساده لوحی خنده میآیدکه دنبال تو بدخو از پی مقصود میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲