خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرددیده برهم خورد و کار دل از هم گذرد
۲
کاش بسمل شدهام بر سر ره بگذارندشاید امروز مرا بیند و خرم گذرد
۳
ای دل آغاز کن افسانه ایّام وصالتا به مشغولی این قصّه، شب غم گذرد
۴
اهل ماتم غم مرگم نخورند، ار سخنیاز جفاهای تو در حلقه ماتم گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲