خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش ازان شعله که در جان من سوخته بودچون گل آیینه روی تو برافروخته بود
۲
بود حیرت سبب آن که دلم با همه شرمبی حجابانه به روی تو نظر دوخته بود
۳
یاد آن شب که دلم پیش تو میریخت بروناز تو هر شکوه که بر روی هم اندوخته بود
۴
یاد باد آنکه دلم بود به دست تو عزیزطفل بودیّ و ترا مرغ نوآموخته بود
صفحهٔ ۱ از ۲