شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلفت زبان طعنه به بخت نگون کشیدآهوی عقل را به کمند جنون کشید
۲
نزدیک شد که مهر سرایت کند دروچون می ز بس که خون دل گرمخون کشید
۳
می با تو غیر خورد و ز بخت زبون مرااز بزم وصل، شحنهٔ غیرت برون کشید
۴
صد مرغ دل تپید ز پا بستگی به خاکصیاد غمزهٔ تو چو دام فسون کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth