خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمدصبوحی کرده هر کس با دف و نی سوی باغ آمد
۲
ز هر سو مطربی مانند بلبل در ترنم شدز هر سو ساقیی چون لاله با زرین ایاغ آمد
۳
کمال عشق و جذب آرزوی آشنا بنگرکه آن بیگانه تا ویرانه ما بیسراغ آمد
۴
جراحت بیش پا برجا نماند از جوشش خونممرا در دست هرگه پنبهای از بهر داغ آمد
صفحهٔ ۱ از ۲