خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیف خوبان کاینچنین میخواره و هر جا روندپیش خود بر پا و خود را و نصیحت نشنوند
۲
توسن کین گرم میرانند و جانها در عنانهمچو صید زخمدار افتان و خیزان میدوند
۳
من سگ آن وحشیان خانهپرور کز حیاچون غزال آدمی نادیده، با کس نگروند
۴
مانده بهر التفاتم اینچنین گرم طلبشمع را پروانگان جویا نه بهر پرتوند
صفحهٔ ۱ از ۲