خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شهسوار هرگه بر بادپا برآیدبیخواست از گدایان، شور دعا برآید
۲
طفل است و شرم او را مانع زآشناییترسم که رفته رفته، ناآشنا برآید
۳
از آب دیده کردم سیراب، نخل او راشاید به این نم از وی، برگ نوا برآید
۴
مفرست روز هجران، پیغام وصل سویمجان را ز ره مگردان، بگذار تا برآید
صفحهٔ ۱ از ۲