شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر مست آرزو را، رسم ادب نباشدگر سر نهم به پایت، باری عجب نباشد
۲
چون شانه روبه‌رویش دیدم، ولی ندیدمیک تار مو که بر وی، دست طلب نباشد
۳
نتوان چو گریه کردن، روز از حجاب مردمخالی نمی‌شود دل، گر تیره شب نباشد
۴
از زندگی چه دارم، کز مرگ رو بتابمگیرم که نیم‌جانی، دایم به لب نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth